حسين علوى مهر
125
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
اللّه فنحن احقّ النّاس به ، و ان حكم بسنّة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فنحن احقّ النّاس و اولادهم بها ؛ « 1 » اين قرآن خطوطى است كه در ميان جلد پنهان است ، با زبان سخن نمىگويد و نيازمند به ترجمان است ، و تنها انسانها مىتوانند از آن سخن بگويند ، هنگامى كه آن قوم ما را دعوت كردند كه قرآن ميانمان حاكم باشد ، ما گروهى نبوديم كه به كتاب خداوند سبحان پشت كرده باشيم . در حالى كه خداوند پاك و منزه مىفرمايد : « اگر در چيزى اختلاف كرديد آن را به خدا و رسولش ارجاع دهيد » ، ارجاع دادن اختلاف به خدا ، اين است كه كتابش را حاكم قرار دهيم ، و ارجاع اختلافات به پيامبرش ، اين است كه از سنت او پيروى كنيم . هرگاه به راستى كتاب خدا به داورى طلبيده شود ، ما سزاوارترين مردم به آن هستيم و اگر به سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حكم گردد ما سزاوارترين و برترين آنها به سنت او هستيم . » ديدگاه صحابه دربارهء دانش على عليه السّلام مشهورترين مفسران از صحابه ، چهار نفرند : على عليه السّلام ، ابن مسعود ، ابى بن كعب و عبد اللّه بن عباس ، همهء صحابه متفقند كه على عليه السّلام آگاهتر ، و در تمام مسائل - به ويژه تفسير قرآن كريم - از همهء آنان برتر بوده است . عبد اللّه بن عباس كه از معروفترين مفسران صحابه پس از على عليه السّلام است مىگويد : « جلّ ما تعلّمت من التفسير ، من على بن ابيطالب ؛ همه يا قسمت بزرگى از تفسير كه آموختهام از على عليه السّلام است . » و قال : « علىّ علم علما علّمه رسول اللّه و رسول اللّه علّمه اللّه فعلم النّبى من علم اللّه ، و علم علىّ من علم النّبى ، و علمى من علم علىّ عليه السّلام و ما علمى و علم اصحاب محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى علم علىّ الّا كقطرة فى سبعة ابحر « 2 » على عليه السّلام علمى داشت كه رسول خدا به او آموخته بود ، و خداوند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را تعليم داده است . پس دانش پيامبر از دانش و علم الهى است و دانش على از دانش پيامبر است و دانش من از دانش على عليه السّلام است ، و علم من و اصحاب ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برابر
--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 125 . ( 2 ) ابن طاووس ، سعد السعود ، / 285 - 286 .